محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1001
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
باب القاف مع الالف قسطا - [ بكسر قاف و سكون سين مهمله با طاى مهمله ] پسر لوقاست و ايشان دو حكيماند از يونان . مثالش ناصرخسرو گويد : بيت هر كسى چيزى « 1 » همى گويد بتيره راى خويش * تا گمان آيد كه او قسطاى بن لوقاستى و از السنهء فضلاء چنين مسموع شد كه مولد لوقا بعلبك است و لهذا قسطاى بن لوقاى بعلبكى گويند . و « 2 » نام ماهيى نيز باشد بغايت عظيم جثه . مثالش شيخ آذرى فرمايد : [ بيت ] ماهيى « 3 » هست نام او قسطا * بال « 4 » هم مثل اوست در بالا - - اما حركت اولش به اين معنى ظاهر نشد - - * [ 1 ] . قرا - [ بكسر قاف با راى مهمله ] منجنيق باشد . قلما - [ بلام و ميم . به وزن فردا ] فلاخن باشد . قبا - نام شهريست [ 2 ] . قنديل ترسا - يعنى قنديلى كه دايم در كليسيا آويخته باشد . مثالش حكيم خاقانى گويد : بيت زبان روغنينم ز آتش آه * بسوزد چون دل قنديل ترسا « 5 »
--> ( 1 ) - « س » : چيزى . ( 2 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 3 ) - « س » : ماهى . ( 4 ) - « س » ندارد . ( 5 ) - « س » « الف » : برشا . ( متن از « ب » و « ن » است ) . ( 1 ) اين معنى در برهان نيست . و نيز اينكه برهان گويد : گويند قسطا نام كتابيست از لوقا بر اساسى نباشد . ( 2 ) قباء موضعى است به حجاز نزديك مدينه و جايى ميان مكه و بصره . و قبا شهرى است به فرغانه ( حاشيهء برهان بنقل از منتهى الارب ) .